اثبات وصیت رسول الله (ص) در شب وفاتشان


آیات قرآن که کاملاً موافق حدیث وصیت رسول الله (ص) هستند


كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ . بر شما واجب شده که در زمان فرا رسیدن بصورت نیکو و پسندیده وصیت بجای گذارد . البقرة:180


يِا أَيُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنكُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ . ای مومنان زمانی که مرگ شما فرا رسد دو شاهد عادل از خودتان یا از دیگران در هنگام وصیت فرا خوانید . المائدة:106



احادیثی که وصیت رسول الله (ص) را تأیید می‌ کنند


امیر المومنین (ع) به طلحه فرمود : ای طلحه ، مگر تو خود شاهد نبودی که وقتی رسول خدا (ص) از ما استخوان کتفی خواست ، تا بر آن چیزی بنویسد که پس از او امت او به گمراهی نیفتد و دچار اختلاف شود ، و آن دوست تو چنان سخنی را گفت که : البته رسول خدا هذیان می گوید ، و پیامبر خدا (ص) خشمگین شد و از نوشتن صرفنظر نمود ؟ طلحه گفت : بله من شاهده آن واقع بوده ام . امیر المومنین (ع) فرمود : پس از اینکه شما بیرون رفتید ، رسول خدا (ص) مرا از آنچه که قصد داشت که در آن ( قطعه استخوان ) بنویسید و مردم را برآن گواه گیرد ، با خبر ساخت ، و همچنین از اینکه جبرئیل به آن حضرت خبر داده بود ، که خدای تعالی می داند که امت در آینده نزدیک دچار اختلاف و تفرقه خواهد شد . پس از آن ، رسول خدا (ص) صحیفه ای خواست ، و آنچه را که قصد داشت در آن استخوان کتف بنویسد ، به من املاء فرمود و سه نفر را بر آن شاهد گرفت : سلمان فارسی و ابوذر و مقداد را . و کسانی را که پیشوایان هدایت هستند از آن جمله که اطاعتشان را تا روز قیامت به مومنان امر فرموده نام برد . و مرا نخستین آنان خواند ، بعد این پسرم حسن و سپس این فرزندم حسین ، و سپس نه تن از اولاد این فرزندم حسین ، آیا همین طور است ای اباذر و تو ای مقداد ؟ آن دو گفتند : ما گواهی می دهیم به درستی اسناد آن به رسول خدا (ص) . طلحه گفت : به خدا سوگند من از رسول خدا (ص) شنیدم که به ابی ذر می‌ فرمود : زمین هرگز زبان آوری بر پشت خود حمل نکرده و آسمان هرگز بر او سایه نیفکنده که راستگوتر و نیکوکارتر از ابی ذر باشد و من نیز گواهی می دهم که آن دو جز به حق شهادت نمی‌ دهند ، و تو در نزد من راستگوتر و نیکوکارتر از آن دو هستی . كتاب سلیم بن قیس ص 211 . الغیبة النعمانی ص 81


سلیم بن قیس گوید : شنیدم که سلمان می گفت : بعد از آن که آن مرد آن سخن را گفت و رسول الله (ص) غضبناک شده و آن استخوان کتف را کنار انداخت ، علی (ع) فرمود : آیا از رسول الله (ص) نپرسیم که قصد نوشتن چه چیزی را در آن استخوان کتف داشت ، که اگر آن را می نوشت هیچ کس گمراه نمی شد و حتی دو نفر نیز با هم اختلاف پیدا نمی کردند ؟ پس سکوت کرد تا هر که در خانه بود بیرون رفت و علی و فاطمه و حسن و حسین (ع) ماندند . من و دوستانم ابوذر و مقداد نیز بلند شدیم که برویم . علی (ع) به ما فرمود : بنشینید . پس خواست که از رسول الله (ص) سوال کند و ما می شنیدیم . پس رسول الله (ص) خود کلام را آغاز نموده به علی (ع) فرمود : ای برادرم ! شنیدی دشمن خدا چه گفت ؟ قبل از آن جبرئیل نزد من آمد و به من خبر داد که او سامری این امت و رفیقش عجلش (گوساله اش) است . و این که خداوند تفرقه و اختلاف را بر امتم ، بعد از من مقدر فرموده است . پس به من امر کرده که آن چه را که می خواستم در آن استخوان کتف بنویسم ، برای تو بنویسم ، و این سه نفر را شاهد بگیرم . پس برایم صحیفه ای حاضر کن . پس علی (ع) صحیفه ای آورد و رسول الله (ص) نام ائمهء هدایت را پس از خود یک به یک به او املا فرمود و علی (ع) به دست خویش آن را نوشت . كتاب سلیم بن قیس ص 399


ابو موسی ضرير (نابينا) گويد : موسی بن جعفر (ع) به من فرمود : من به امام صادق (ع) گفتم : مگر امير المؤمنين (ع) كاتب وصيت و رسول الله (ص) ديكته گو و جبرئيل و ملائكه مقربون (ع) شاهد آن نبودند ؟ حضرت مدتی سر بزير انداخت و سپس فرمود : ای ابا الحسن بدرستی که چنان بود كه گفتی . الكافی ج 1 ص 281


فضیل دوست امام صادق (ع) نقل می‌ کند که امام صادق (ع) فرمود : رسول الله (ص) برای وصیتش به علی (ع) چهار تن از بزرگان ملائکه را شاهد گرفت . جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و نام چهارم را بیاد نمی‌ آورم . من لایحضره الفقیه ج 4 ص 236


محمد بن مسلم گوید : امام باقر (ع) فرمود : وصیت حق است و بدرستی که رسول الله (ص) وصیت کرد . پس هر مسلمانی باید وصیت کند . الکافی ج 7 ص 3



قرائن وصیت که صحیح بودن آن را اثبات می‌ کند


درباره دوازده امام (ع) که نیاز به قرینه نیست و امری ثابت است . اما درباره دوازده مهدی (ع) به بخش احادیث درباره مهدیین (ع) رجوع کنید